خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

379

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

تصورات در ذهن متمثل شود . 3 - تعليم و تعلّم تفهيمى : بدين‌گونه كه از تعليم استاد يا كسى ديگر ، تأليف مقدمات يا تصور حدود حاصل شود . 4 - تعليم و تعلّم تنبيهى : و آن بدين صورت است كه آن تأليف مقدمات يا تصور حدود به خاطر يك عبارت مشتبه باشد و با ايضاح عبارت ناگهان مطلب معلوم گردد . تعليم و تعلّم ذهنى ، شامل تمامى اين‌ها شده و ازاين‌رو تعليم و تعلّم را به « ذهنى » مقيّد كرده‌اند . ج - ما در صورتى مىتوانيم به اكتساب تصورات دست يابيم كه اجزاى اقوال شارحه را تصور كرده باشيم . و اين اجزا يا محمولات‌اند و يا امثله . همچنين اكتساب تصديقات بعد از تصور محكوم عليه ، محكوم به واحدهاى قياسى ، استقرايى يا تمثيلى آن‌ها كه منتج تصديق مىباشند ، و نيز بعد از تصديق به مقدمات آن تأليف ، صورت خواهد گرفت ، و تمامى اين مراحل مقدم بر مكتسب‌اند . د - مقصود از سبقت و پيشى گرفتن علم ، بر تعليم و تعلم ذهنى ، سبقت ذاتى است نه زمانى ، زيرا در بعضى صور سابق و مسبوق در زمان همراه يكديگرند . ه - مقصود از علم امرى عام‌تر از تصور ، تصديق و اقسام آن است يعنى يقين و ظن و شك و آن‌چه مقتضى تخييل است . و به‌طور كلى معنايى است كه شامل تمامى اين اقسام باشد . چنان‌كه هم بر آن‌چه كه مقتضى حكمى جازم و قطعى است و هم آن‌چه مقتضى حكمى غيرجازم است و نيز آن‌چه مقتضى تخييل است « تصديق » اطلاق مىشود . اكنون كه اين مباحث مقرر شد و معلوم گرديد كه هر علم مكتسبى مسبوق به يك يا چند علم است ، بايد گفت : نمىتوان پذيرفت كه همهء علوم اكتسابى باشند ، زيرا اين سخن يا مستلزم دور است و يا تسلسل ، و اين‌دو مستلزم آن است كه اكتساب علوم ممتنع باشند . بنابراين در تحليل ، به اين نتيجه مىرسيم كه علوم اكتسابى در نهايت به علوم بدون اكتساب مىرسند . در ميان تصورات ، آن علوم غيراكتسابى ، امورى عام - مانند موجود ، واحد و بعضى از اصناف مقولات و محسوسات مانند سياهى و سفيدى - هستند . و در ميان تصديقات ، مقدماتى هستند كه به مبادى قياسات معروف‌اند . به‌طور كلى اين تصديقات نامكتسب شانزده